تبليغاتX
احلام

احلام

در احلام مانده دیروزم که چشم بازنموده تا بیدار شوم،اگر هنوز در رویایی آشفته ام با تلنگری بیدارم کنید

 

امروز سر كلاس خيلي ذوق زده شدم چون عين مطلب قبل كه چند روز پيش راجع به" نفهميدن" اينجا نوشتم را ناهيدجان گفت.

استاد اشاره کرد " ما تا زمانیکه به "نمی دانم" نرسیم نمی توانیم آگاهی کسب کنیم. می بایست ذهن مبتدی برای داشتن درک بی واسطه داشته باشیم. و تحصیلات یعنی استخراج خرد درونی کودک. یعنی باور خلاء برای دریافت دانسته های جدید ... و بیشترین دانش همان جهل است!

وقتی به اینجای مطلب رسیدیم با هیجان اعلام کردم که من به عینه معجزه کشف نادانی ام را دریافت کردم و هفته ی پیش که توی تاکسی بودم به فکر رفتم که:

از اینکه اینقدر می فهمم که چیزی نمی فهمم، حس خوبی دارم و راضی ام به همین یه ذره فهمیدنم که به دنیا می ارزه. تواضعی که شاید یه عالم غرور نهفته درونشه. تواضع یعنی اینکه حالا حالاها و تا آخرهای عمر باید بدوی و یاد بگیری چون هیچی نیستی و غرور برای اینکه امروز فهمیدی که با همه هیچ بودنت می تونی همه چی باشی اگه باور کنی که هیچی نیستی!

و فوری جمله اول را توی موبایلم نوشتم و ذخیره کردم و بعد از این حركت و نگاه، چند تا از گره های کاريم که مربوط به ندونستنم بود باز شد و تونستم خیلی سریع مطالب جدیدی را یاد بگیرم!

ناهید جان هم ذوقم را رنگي تر و اضافه و تایید کرد که دقیقا همینطوره و مشاهده بهترین کاریه که ما بر همه اعمال و افکارمان باید داشته باشیم.

حالا یه لحظه نگاه کنیم و فقط نگاه کنیم که چی هستیم و کجاییم و واقعیات اطراف را بپذیریم . فقط بپذیریم

حتي بدون تحليل!


پی نوشت:۱- پرسفونی فرشته خو و فرشته رو به همراه همه متعلقات از جمله دیمیتر و زئوس و هادس البته از نوع آگاهش، برایتان آرزومندم(برای کسب اطلاعات بیشتر به فرهنگ لغات کنار صفحه مراجعه فرمایید).

۲ـ راستش آگاهی های روانشناسی تحلیلی در ابتدا یه جور غرور به آدم می ده و احساس اینکه بیشتر از بقیه می دونی و البته خیلی کمتر از قبل آدمها را قضاوت می کنی اما به هر حال اون غروره هست. اما به مرور این اتفاق برعکس می شه اگه خدا بخواد که "هیچ اتفاقی بدون اراده خدواندی به وقوع نمی پیونده"   

ضمنا شاید همه ما بدونیم که تا احساس خلاء دانش نکنیم به کسب آگاهی نمی رسیم اما نکته اصلی مشاهده و باور نادانیست ولو برای یک لحظه باورنکردنی!

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 0:17هرگونه برداشت و نقل مطالب این وبلاگ فقط با ذکر نام و منبع مجاز می باشد ،   توسط  احلام  | 

 

از اینکه اینقدر می فهمم که چیزی نمی فهمم، حس خوبی دارم و راضی ام به همین یه ذره فهمیدنم که به دنیا می ارزه.

 تواضعی که شاید یه عالم غرور نهفته درونشه.

 تواضع یعنی اینکه حالا حالاها و تا آخرهای عمر باید بدوی و یاد بگیری چون هیچی نیستی و غرور برای اینکه امروز فهمیدی که با همه هیچ بودنت می تونی همه چی باشی اگه باور کنی که هیچی نیستی!

پ.ن: گاهی آدمهایی رو می بینم که  فکر می کنن خیلی حالیشونه و باقی آدمها باید دورشون طواف کنن و دائما اظهار که "تو چه دانا و توانایی و..."بعد یادم می افته که این آدم چقدر باید از این دنیا چوب بخوره و آگاهی کسب کنه و درس بگیره تا شاید یه روز بفهمه که همی نادانه!

به دنبال کامنت سریع السیر عرفان و پینوشت بلافاصله ۲:

یعنی این که هیچ کدوممون هنوز هیچی نمی فهمیم ولی اگه رسیدیم به جایی که باور کنیم نمی فهمیم می شه امیدوار بود که یه روز یه چیزایی بفهمیم، چون اگه قبول کنیم ظرف ذهنی مون هنوز جا داره برای پر شدن پس سعی بر پر کردنش می کنیم!

 

+ نوشته شده در  جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 16:15هرگونه برداشت و نقل مطالب این وبلاگ فقط با ذکر نام و منبع مجاز می باشد ،   توسط  احلام  | 

 

من چه فرقی دارم با باقی آدمهای دنیا، یا باقی وبلاگ نویسها؟

پس دیگه هراسی ندارم از گفتن دوستت دارم های مکرر در اینجا و قدردانی از همه زحمتها و نگرانیهای تمام لحظه های این چند سال...از آن نگاههای مهربان و دستهای پر از دوستی و لبخند وفادار...

پ.ن

ـ  حسابی گرفتارم، خیلی خیلی استرس دارم و حجم کارهام بالاست. از همه بابت نبودنم عذرخواهم

راستی خدایا شکرت

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 8:58هرگونه برداشت و نقل مطالب این وبلاگ فقط با ذکر نام و منبع مجاز می باشد ،   توسط  احلام  | 

 

 

کلاسی که مدتها بود منتظر اومدنش بودم امروز شروع شد. درسهایی که مهمترینش "مراقبت از روح"ست.

آنقدر هیجان انگیزه که با گستاخی تمام میان این همه کاری که امشب و فردا از جمله مسافرت کاری مهم، دارم وادارم کرده چند خط بنویسم...

امروز استاد بعد از گفتن یک عالم حرف و پیام که بسیار کلیدی بودن یک جمله طلایی از جیمز هیلمن گفت به این مضمون که:

" پیداکردن راهی برای ورود به زندگی خیلی سخت تر است تا پیداکردن راهی برای فرار از آن" !

و من هیجان زده جمله دوست داشتنی شاملو ـ که بسیار هم معنی کلام این یونگین بزرگست و روی بدنه کامپیوتر شرکت زده ام را خواندم که :

 

 "هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتن خود برنخواست که من به زندگی نشستم"

و این یعنی که مثلا از فکر خوشبخت شدن بیاییم بیرون و موقعیت فعلی را ببینیم و بپذیریم و بعد به فکر پیدا کردن راههای بهتر برای زندگی باشیم آنوقت می بینیم که ...

و خوشبختیم!

پ. ن :

بحث مفصلیست که جای حرف زیادی داره و من فعلا وقت ندارم. فقط خیلی هیجان زده ام چون چیزی که باید دریافت کنم را گرفته ام شکر خدا بعد از این همه سال و دلم خواست شما را در این شعف دانستن شریک کنم که من الله التوفیق !

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 23:41هرگونه برداشت و نقل مطالب این وبلاگ فقط با ذکر نام و منبع مجاز می باشد ،   توسط  احلام  | 

 

 

امشب مثل همون اول به دنيا اومدنم زار زدم كه منو برگردونين تو بهشت امنم كه اصلا بهشت به سرزنشش نمي‌ارزه ولي گوش فلك بدهكار نشد و باز دوباره به دنيام آورد.

 

پ.ن : با اينكه از بچگي عاشق ارديبهشت و خاطره هاي قشنگشم و با اينكه درهاي پر نوري از شناخت خودم و  يافتن و توانييهام داره برام باز مي‌شه اما نمي‌دونم چرا دلم نمي‌خواد فردا بیاد و از اين پيرتر بشم ولي از اين بزرگتر چرا!

 بنابر اصل فراوانی آنهم در وبلاگستان انتظار وبلاگها و اندیشه ها و تنوع قالب و فکر و تیتر و عنوان و یو آر ال(آدرس لینک) می رود ولی این که یه نفر همه ی مختصات یه وبلاگ رو برداره کپی کنه حتی مدل تلنگر در کامنتها که همه و همه اش ایده من از چند سال پیشه و با حکمتی لابد انتخاب شده وعلاوه بر همه اینها گروه انتباه بزنه ...منعجبم و گیج چون وقتی اون صفحه ابی رو دیدم تا چند دقیقه گیج بودم که باز اینترنت و آی اس پی چه بلایی سر وبلاگم آورده؟!
کادوی تولد با حالی بود عیسی جان اما از قدیم گفتن عیسی به دین خود و احلام به دین خود

پینوشت متاخره :راستی ایشون آقایی و عیسایی کردند و وبلاگشون رو تصحیح نمودند. متشکر

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 23:17هرگونه برداشت و نقل مطالب این وبلاگ فقط با ذکر نام و منبع مجاز می باشد ،   توسط  احلام  |