جهت خالي نبودن عريضه و حفظ حرمتهاي انقلاب و وظيفه خطير و دشمن شكن شركت در انتخابات و يا حداقل حرف زدن راجع به آن در وبلاگِ هرچند زنانهام و از طرفي از سر حسادت و عقب نماندن از غافله و حالا با نگاه كمي آگاهانه و از ديدگاه مراقبت از روح كه آدم بايد باور كند كمي حسود و بخيل و نارسيسم(خودشیفته) است و بپذيرد كليه صفتهاي بد را داراست و اين موضوع بسيار مهم است كه فقط نگاهي داشته باشيم به وجود تمامي صفات خوب و بد درونيمان تا بدهايش رهايمان كنند و متعادل شويم...بنده هم نگاه كردم و ديدم بخل دارم من باب ... و از طرفي حسد دارم به اينكه چرا همه دارند از انتخابات ميگويند و من نميگويم؟
وارد بحث نارسيسم و خودخواهی هم نميشوم كه مفصل است و همين بس كه فكر ميكنم بيش از اين جماعت خيلي جوان ميدانم كه اگر سبز آيد يا قرمز و حتي اگر طلايي، فرقي ندارد و آسمان ما همچنان آبي خواهد بود، اگر خودمان را تغيير ندهيم و بخواهيم تا يكي ديگر تغييرمان بدهد!
خلاصه آنچه ميخواهم بگويم را يكي از اقوام عزيز كه در زماني دور رتبه يك كنكور بوده و بسيار صاحب فكر و اختراع، امروز برايم تعريف كرد كه :
"ديروز چند نفر اومدن بام مصاحبه كنن راجع به "انتخاب اصلح" منم گفتم اسلح يعني اوني كه اسلحه بيشتري داره ! نه مايي كه حتي چاقوي ضامن دار هم نداريم! پس به ما آدمهای بی اسلحه مي گن ابله كه بايد بريم يه اصلح انتخاب كنيم. اونوقت مي دونيد به شماها(مصاحبه کننده) چي مي گن؟ مي گن املح ! چون خيلي با نمك و با مزهايد كه ما جماعت ابله رو به بازي گرفتيد تا يه اصلح انتخاب كنيم!"
مخلص كلام همين بود كه اين عزيز گفت ولي چاره چيست بايد راي داد.